حکم رضوی
حکم رضوی

بعد ازشهادت بروجردی دیگرازجنگ کردستان خسته شده بودم .
احساس سنگینی می کردم .دیگرطافت ماندن نداشتم تصمیم گرفتم که ازکردستان بروم.به هرزحمتی که بود تسویه حسابم راگرفتم .
شب آخری بود که درسنندج می خوابیدم هنگام خواب درعالم رویا خودم را در حرم امام رضا دیدم مشغول خواندن زیارتنامه بودم که چشمم به شهیدبروجردی افتاد.
سلام کردم وگفتم شما اینجا چه می کنی؟گفت :اومدم زیارت!شما اینجا چه می کنی؟چراکردستان را رهاکردی؟گفتم ازکردستان خسته شدم واسه یه همین هم تسویه گرفتم.بروجردی با تعجب نگاه عمیقی کرد وگفت:نه!بروکردستان!می خوای برات حکم جدید بزنم؟بعد هم حکمی به من داد .حکم رانگاه کردم دیدم که درست مثل سربرگ های سپاه ستبودآرم هم داشت .به محل امضایش دقت کردم دیدم نوشته شده :
فرمانده ی سپاه خراسان علی ابن موسی الرضا
ازطرف محمد بروجردی
وقتی بیدار شدم ازرفتن منصرف شدم وبااینکه باهزارزحمت تسویه راگرفته
بودم به کاردرآنجاادامه دادم.
شهادت داستان ماندگاری آنانی ست که دانستند دنیا جای ماندن نیست