آخرش بی برو برگرد مرا خواهی کشت ..
امن تر از حرمت نیست، همان بهتر که /
کودکِ گمشده در صحن تو پیدا نشود /
بهتر از این؟! که کسی لحظهی پابوسیِ تو /
نفس آخــــر خــــود را بکِشـــد پا نشود /
دردهایم به تـــــو نزدیک ترم کرده طبــیب /
حرفم این است که یک وقت مداوا نشود! /
طوری افتاده گره بر دل بی تاب، دخیل /
که به جز دست تو با دست کسی وا نشود /
آخرش بی برو برگرد مرا خواهی کشت /
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود . . . ✿ /
+ نوشته شده در ساعت توسط جا مانده
|
شهادت داستان ماندگاری آنانی ست که دانستند دنیا جای ماندن نیست