پا وپوتین

 

پایش از زانو قطع شده بود ،سراغ  پوتینش را می گرفت .

می گفتیم :"آخر خانه خراب پوتین بدون پارا می خواهی چه کنی؟!"

می گفت :طاقت دوتاداغ را با هم ندارم!:"

چگونه دربندخاک بماندآنکه پروازآموخته است؟؟؟

شادی روح شهدا صلوات بفرست...

حرفهای نیلوفری

خون می چکد از پیکر ش آرام ،آرام

لرزید قلب مادرش آرام ،آرام

بوسید عکس دخترش را بعد پر زد

 زخمی شده بال وپرش آرام،آرام

میدان مین را دید وبایک یاعلی رفت

خالی ست حالا سنگر ش آرام،آرام

یک گام دیگر رفت اما گام بعدی

جامانده پای دیگرش آرام،آرام

می سوخت در آتش ولی لبخند می زد

ققنوس شد خاکسترش آرام،آرام

مهر وپلاک وچفیه وپوتین ولبخند

انگار پیداشد سرش آرام،آرام

افتاده عکس قاب باروبان مشکی

در چشمهای دخترش آرام،آرام

اللهم احفظ لنا سيدنا و امامنا و نور عيننا و قلبنا الذي بين جنبينا قائدنا الخامنه اي

شهادت ......نصیبتون

چند تاپیامک جبهه ای

 

روزگاری بود که این پیامک ها بر درودیوار سنگرها نصب شده بودند.

البته آن روزها از تلفن همراه خبری نبود.

اگه نخندی دشمن می خنده!

خدایا! اول پاکم کن بعد خاکم کن

ای تیر! اگه مردی بیا

اگه همه برن تکلیف است که بمانیم زیرا حسین مولای ماست واودر

 غربت کامل به تکلیف عمل کرد.

امروز وضو در فرات فردادرکربلا

اول دربزن، بعد سلام کن ،بعد حرف بزن

شهادت................ نصیبتون

شهادت قسمت مامی شدای کاش!

 

شاهد رامی بوسم

تیر به کلاهم خورد و در آن گیر کرد .علامتی روی پیشانی ام گذاشته بود ،ولی هیچ دردی را احساس نمی کردم .حاج حسین من راکه دید تیر را کشید ،خون بیرون زد.بلافاصله همان نقطه ی پیشانی مرا بوسید .بعد توضیح داد :"فردای قیامت رسول الله از تو می پرسد برای اسلام چه کار کردی ؟تو دستت را روی پیشانی ات می گذاری و می گویی این شاهد،درآنجا کار من هم شهادت داده می شود".

هم رزم شهید حاج حیسن محمدیانی

گلگونه ی شفق رخ خورشیدرابس است

                                        حاجت به شمع نیست مزارشهیدرا 

به امید شهادت...آمین

 

خدمت علی گونه

حضرت امام خامنه ای (روحی فداه) در دیدارازخانواده ها ی معظم شهدا وارد منزل همسر شهیدی

 شدند که مریض بود و وضع خانه نا به سامان بود.ایشان ضمن دستور به همراهان برای انتقال همسر

مکرمه شهید به بیمارستا ن خودشان در حیاط را می بندند و به نظافت منزل مشغول می شوند.

به نقل ازحجه الاسلام غفاری

به امید شهادت....آمین

گلاب عفاف

بابچه هاازتمرین ورزش برمی گشتیم. زنگ مدرسه دخترانه به صدا درآمد وهمه به آنها خیره شدیم. مهدی سرش راپایین انداخته بود جلوترکه رفتیم گفت:یه حدیث می گم هر کسی ترجمه اش کندصد تومان جایزه داردآن وقتها صد تومان خیلی ارزش داشت. با بدبختی حدیث را ترجمه کردیم گفت:باید درجمع بخوانید خواندیم "هرگاه به نامحرم رسیدید چشمانتان را ببندید" تازه منظور مهدی رافهمیدیم.

شهید مهدی شوشتری

 

قافله خلوص...

خدایا اگردرپیشگاه ربوبی تو هیچ گونه توشه ی قابل تقدیمی ندارم اماهمین

 که با عاشقان حسین (ع)تو دوست هستم مرا ببخش وازشفاعت آنان

محروم مفرما!ترا به پاکی وعصمت آن ها قسم که مرا ازاین قافله عشق و

ایثار وخلوص عقب مینداز!

آمین

روحانی شهید محمد شهاب

میوه ی بهشتی

صبح روز مبعث حال وهوای عجیبی داشت سر سفره صبحانه حاضر

نشد.وقتی علت را ازاوپرسیدم گفت:می خواهم صبحانه را ازدست پیامبر

دربهشت دریافت کنم.

یک سیب به او تعارف کردندنخوردوگفت :دلم میوه بهشتی می خواهد.

همان روزبه شهادت رسید هم صبحانه وهم میوه بهشتی رادر بهشت

میهمان رسول الله شد.

شهید محمد مهدی خادم الشریعه

عکس های یادگاری

آلبوم را نگاه می کرد .چند عکس را برداشت ودوید بیرون.گفتم :می خواهی

چه کار کنی .گفت:مادر جان به این نتیجه رسیدم که شاید چون علاقه ام به

عکس هایم زیاد است شهید نمی شوم .می خواهم این علاقه را به کلی از

بین ببرم.آن روز محمد رضا زیباترین عکس های دوران جوانی اش را ازبین

بردتادیگر ذره ای تعلق در دلش نباشد

شهید محمد رضا نظافت یزدی 

عروج ملکوتی...

به یاد شهدای دانشگاه خیام 

Unlimited Free Image and File Hosting at MediaFire

لبخند امام مراآموخت رمزشهادت...

 

 

 

تا آسمان راهي نيست اما تاآسماني شدن راه بسياراست...

به اميد آسماني شدن زنده ايم...