خداحافظ شهر!!!
بسم رب الشهدا
كربلا منتظر ماست بيا تا برويم
...دوباره داره بوي عشق مياد،بوي سفر،رفتن به طواف شهدا .. .به لحظه ي ديدار نزديكتر ميشويم؛ديدار يار مهربا ن!
صداي قلبم
را مي شنوم كه با صداي ملائك يكي
ميشود .. .مي خواهم بروم .. .از اين شهر بروم از
اين شلوغي ها از اين همه غبار و دلتنگي . از
شهري كه ياد شهدا را د ر آن به خاك سپرده اند از
شهري كه حاج حسين را فراموش كرده اند و
مي خواهم بروم .. .بروم و تربت پاك
مزار ياران امام را بر چشمانم بگذارم و نيت احرام کنم.
مي خواهم بروم .. .مي خواهم بروم و ذره ذره غبار
دلم را به اروند بسپارم ؛با آب اروند غسل احرام كنم
و راهي شلمچه شوم .درشلمچه فرشتگان را ببين كه
نور مي برند و نور مي آورند . كاش ميشد در
شلمچه لايق شهادت شويم ، لايق قرباني شدن در
مسلخ عشق و ايمان .لب تشنه قربان شويم ما ن ند
مقتدايمان امام حسين عليه السلام و در طلائيه
ريسماني است كه اگر به آن بياويزي تا اوج خواهي
رسيد... تا خدا
مناطق به یاد تمام دوستان هستم ُانشاالله قسمت همه بشه


شهادت داستان ماندگاری آنانی ست که دانستند دنیا جای ماندن نیست