پیروی علی

 

خاطره ای از شهید مهدی طیاری

اسیرهای عراقی نزدیک سنگر فرماندهی که رسیدندشروع کردند به

سروصدا کردن.حاجی ازسنگربیرون آمدوفهمیدسروصدای عراقی ها

برای این است که تشنه اند...

قمقمه راازکمرش درآوردوبه طرف عراقی هاگرفت.

بچه ها که دیدندحاجی داردبه آن هاآب می دهداعتراض کردندکه زخمی های

 خودمان آب ندارندآن وقت شما به عراقی هاآب می دهید.

حاجی خندیدوگفت :ما پیروامام علی (ع)هستیم و بايد شيوه ي امام رو توي

کارمون پيش بگيريم.

یافارس الحجاز...یا مهدی جان

 

<br/><a href="http://i20.tinypic.com/rka7og.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

اینجاهرکس زعشق نامی دارد

بر درگاه شما سلامی دارد

درعشق توصاحب الزمان ساعت هم

آیین دوازده امامی دارد

 

 

راه و یاد شهدا

 

سیدشهیدان اهل قلم،سیدمرتضی آوینی:

 

عجب ازاین عقل واژگونه که مارادرجست و جوی شهدا

به قبرستان ها می کشاند

دستگیری بانوی محجبه

"نوراجانان بزیرگان"

<من امام خمینی رادوست دارم>

بانوی محجبه ای که اخیرادر یکی ازکانال های تلویزیونی ترکیه با بیان

جمله:"اگر بلایی برسرم نیاورندمی گویم امام خمینی رادوست دارم اما

 آتاتورک رادوست ندارم"

محافل لاییک این کشورراشدیدابه خشم آورده است.

یک روزی روزگاری هم افرادی بودند که عاشق و دل باخته ی خمینی بودند

عکس رهبرشون همیشه همراهشون بود

یادش بخیر.........

 MOSHAREKAT65.BLOGFA.COM<br/><a href="http://i31.tinypic.com/mx2595.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

ادامه نوشته

واكسي...

خاطره اي از شهيد امير نظري

ااخلاص درعمل به زیر دستانش آش

بعد از یک روز گرم تابستانی بود.

بچه هااکثرادر سنگر استراحت می کردند.

درحالی که خود نیازبه استراحت داشت درآن آفتاب سوزان پوتینهای بچه هاراردیف می کرد و واکس می زد.

بااینکه دلش می خواست ناشناخته بماندامابارهدستانآلوده به واکسش اورالومی دادند.

دراصل خیلی ازبچه های تخریب به دلیل حسن اخلاق امیر جذب این گردان شده بودند.

مناجات شهیدسید هاشم آراسته

 

 

 

رحیما!

خانه ها را گشتم و درها را بسته دیدم.

به رحمتت رجوع کردم ودرب راکوبیدم تابه سوی بنده ی ذلیل درب بگشایی.

هادیا!

دستی بر رخ رنجورم کش مرابا منتهای سخاوتت شرمسارساز

شعر

 

 

عشق سر بندی به سیم خاردار 

ذوق گرم قاصدک ها...انفجار

رقص پرها...شکل نجوا...یا بهار

 بعد،...دنیادردمی گیردسرش

 عشق ،...سربندی به سیم خاردار...

 بسته تا حجله به حجله گل کند

قطره قطره اشک های بی قرار

قاصدک ها چیست در پیغامتان؟

دست خالی؟باز...یعنی انتظار؟!

لحظه ی آخر یقین یا فاطمه (س)

 گفته اید و قبرتان در استتار...

 مانده...تا ما قطعه قطعه دل دهیم

  بر تمام خاک جبهه ،سوگوار

  این غزل هم راوی باران نشد

  داغ صدها قاصدک جبران نشد

حاج عبدالله ضابط...

 

 

افشین هم اسم بدی نبودُاما دوست داشت بندگی خدایادش نرود .

ازاین اداره به آن اداره آنقدر دوید تاآخرش موافقت کردند اسمش بشود

عبدالله...

همسرش هم با او همراه شد و نامی مذهبی برای خود انتخاب کرد.

زیاد مسافرت کرده بود.مکه و کربلا را هم دیده بود.اما می گفت

خودم رو توطلائیه پیدا کردم.

این جمله اش هنوز هم سر زبان هاست

طلائیه عجب طلائیه

 

 

 

...و فاطميون

 

بسيارند گلگون كفنان دفاع مقدس كه از عشق به بانوي عالم آرزو مي

 كردند مانند او به شهادت برسندازپهلو و كمر اين ،خود رمزي بود براي

 فاطميون .شهيد سيد محمود اسدي در سالروز شهادت حضرت فاطمه

سلام الله عليها ديده به جهان گشودو او كه از فاطميون بوددر سالروز

 شهادت اين بانو در عمليات كربلاي ۵با رمز يا زهرا از ناحيه پهلو مجروح

شد وبه شهادت رسيد.