پلنگ صورتی
پلنگ صورتی
شب عملیات بود .حاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت:ببین تیربارچی چه ذکری میگه که
اینطور استوار جلوی تیرو ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده . نزدیک تیر باچی
شد و دید داره با خودش زمزمه میکنه :دِرِن ، دِرِن ، دِرِن ،...(آهنگ پلنگ صورتی!) معلوم بود
این آدم قبلاذکرشو گفته که در مقابل دشمن این گونه ،شادمانه مرگ رو به بازی گرفته!!!
حاج حسین یکتا
+ نوشته شده در ساعت توسط جا مانده
|
شهادت داستان ماندگاری آنانی ست که دانستند دنیا جای ماندن نیست