پاک باش و خدمتگزار

مبنای برخورد مرحوم ابوترابی با همه، برخورد محبت آمیز همراه با اخلاق و رفتار حکیمانه بود. همه دوستان می گفتند پیش از دوران اسارت و پس از آزادی، به شعار «پاک باش و خدمتگزار» اعتقاد ژرفی داشت. او واقعا خودش را کوچک و خدمتگزار مردم می دانست.

روحش شاد

یکی از رزمندگان می گوید: در یکی از روزهایی که در اهواز دوره می دیدیم، برای شنیدن سخنرانی گردهم آمدیم. چند دقیقه بعد، روحانی بزرگواری برایمان شروع به صحبت کرد. عبا و عمامه ای خاک گرفته و به نسبت کهنه داشت. چهل ساله می نمود و لاغر اندام، تصویری از حضرت زین العابدین علیه السلام را در نظر انسان تداعی می کرد. فکر نمی کردم بتواند بجنگد، گفتم لابد برای تبلیغ آمده است. اسمش را پرسیدم، گفتند حاج آقا ابوترابی است. از قزوین آمده و تنهاست. فردای همان روز لباس رزم پوشید و همرنگ دیگران شد. کم کم درتمرینات دیدم که پا به پای ورزیده های گروه می آید.

 


برخورد نیکو


یکی از خویشاوندان مرحوم ابوترابی می گوید: آنچه در نخستین برخورد نظر انسان را جلب می کرد، اخلاق و برخورد نیکوی ایشان بود؛ یعنی هر کس در برخورد نخست، مجذوب ایشان می شد. او برخوردی بسیار محبت آمیز و گرم داشت. آنچه ما از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله شنیده بودیم که در برخوردهایشان باعث جذب تعداد بیشتری از مردم به دین مبین اسلام بودند، دررفتار آقای ابوترابی می دیدیم. این رفتار، مخصوص دوستان آزاده نبود، بلکه حتی با شکنجه گران بعثی هم با کرامت و اخلاق نیکو برخورد می کرد؛ تا حدی که با این اخلاق، توانست تعدادی از آنها را تحت تأثیر قرار دهد و متحول کند.