من تا ابدالدهر بدهکار حسینم

 حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است.

گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.

در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.

سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟

سر مبارك امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، كه این است بهای دیدار.

در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود.

هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند كه چنین مرده‌اند.

ای شهید! ای آنكه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.

ياد دارم كه شبي رفتم به سقاخانه اي

ديدم افتاده كنار شمع ها پروانه اي

چشم هايم پر شد و مابين اين حال و هوا

مي شنيدم زير لب مي گفت يك فرزانه اي:

بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا